آمیتیسآمیتیس، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

آمیتیس خورشید زندگی من و باباش

بستنی خوردن آمیتیس در یک روز عصر تابستانی

                               دختر گلم عصر جمعه رفتم بیرون و برات بستنی خریدم کاکائو روش رو کندم دادمش بهت تا بخوری خودت هم تا آخرین ذره از اونو خوردی کلی کیف کردی و خندیدی ولی چشت روز بد نبینه کل لباسات به بستنی آغشته شده بود تمام دستات تا بالا و من بابایی کلی زحمت کشیدیم تا پاکش کنیم بیسکوییتت رو یکی به خونه کرده بودی خلاصه من یه ساعت زحمت کشیدم تا آثارش رو پاک کردیم بابایی تعریف کرد روز پنج شنبه یواشکی دستتو تو قنددون کردی یه مشت قند برداشتی و گذاشتی توی دهنت که دیگه دهنت بسته نمی شده بعدا...
10 خرداد 1391