آمیتیسآمیتیس، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

آمیتیس خورشید زندگی من و باباش

زیبا ترین

سلام سلام صد تا سلام اینم جدیدترین عکسای آمیتیس و سوغاتی هاست که قولش رو داده بودم دست بابا ی جون درد نکنه با این عکسای قشنگش این لباسم که تن آمیتیسه سوغاتی مادره که به قول آمیتیس از مکه ( مچه ) آورده ...
11 اسفند 1390

شاهزاده کوچولو

قلبم ، دیروز بعد از 17 روز تاخیر بالاخره تو رو بردم واسه کنترل 15 ماهگیت ، وزنت 13 کیلو قدت 82 دور سرت هم یادم نیست خلاصه همه چیزات عالی بودن کلی تو مرکز بهداشت قربون صدقت رفتن دورت جمع شده بودن و خلاصه کلی شلوغ بازی البته بگم که از حالا استرس واکسن 18 ماهگیتو دارم و داره جونم به لبم میرسه ... بگذریم حرفای خوب خوب بزنیم فرهنگ لغاتت داغ همون داغ شعر ب ب بلک شیپ رو تا حدودی بلد شدی و می خونی یه دختر کوچولو کلیپش تو موبایل بابایی هست که پشه پاهاشو زده تو جلوجلو بیشتر کلماتش رو بلد شدی و میگی راستی به دایی سجاد جون دایی میگی و تا موبایل ماما زنگ میزنه میگی دایی تاتی میکنی البته هول میشی و بعد از چن...
18 دی 1390

از جنس نور

این عکسها رو ما روزی که شبش شب یلدا بود از خورشید خانوم گرفتیم تو رو خدا ماشالا یادتون نره ...
8 دی 1390

حکمت

بخشی از شب را برخیز و برای او سجده کن و او را در شب طولانی تسبیح گوی ... سوره مبارکه انسان آیه26     آرزویم ، بلندترین شب سال شب یلدا شبی که پس از آن غلبه نور بر ظلمت اتفاق خواهد افتاد و نیاکان ما به واسطه این اتفاق جشن گرفتند بر تو و همه نی نی کوشولوها مبارک باد امیدوارم همه زیر سایه پدر و مادر صدها و هزاران سال از این شب یلداها به سلامتی و خوشبختی جشن بگیرند .     آمیتیسم ، امسال شب یلدا عمه جونی شام همه و ما رو دعوت کرد ولی چون امتحانات بابا نزدیکه عذر خواهی کردیم و نرفتیم و شب یلدا رو تنهایی جشن گرفتیم. یه جشن کوشولو . شام مفصل و بعدش هم آجیل البته من و بابایی یواشکی تخمه می شکست...
1 دی 1390

نذری بابابزرگ آمیتیس در کیک نذری غرق شده!!!!!!!

    با تسلیت شهادت سرور و سالار شهیدان انسان کامل در همه دورانها به همراه یاران و اهلبیت مظلومش امیدوارم که عزاداری های همه مورد قبول درگاه خداوند و این سلاله پاک باشد این عکس رو شب تاسوعا از خورشید خانوم گرفتیم خانومی یه کم عصبانیه آخه هم خوابش میاد هم از این همه کیک وحشت زده شده بود فردا بابابزرگ به ٤ تا هیات بزرگ کیک و آبمیوه تقسیم می کنه و خانواده مشغول بسته بندی جهت پذیرایی می باشند آمیتیسم اون شب همش می گفتی علی علی یعنی چقدر کیک و آبمیوه ها زیادن و بعد هم مرتب می گفتم آل محمد آل محمد یعنی صلوات می فرستادی فردا هم که هیات اومد تو کلی ذوق هیاتها رو کردی خدایا به حق علی اصغر مظلوم تمام نی نی های مر...
16 آذر 1390

نابغه قرن

    عزیزم طبق آخرین سرشماری ماما و بابا 8 مروراید زیبا در دهانت می درخشد البته دندونای بالاییت یه کم فاصله دارند اما باعث زیبایی بیشتر تو شده اند سرپا می ایستی و یکی دو قدم ترسان و لرزان به تنهایی بر میداری شاید بعدها بگی ماما چرا دیر ولی دکتر گفت به خاطر وزن گیری خوبت بوده البته تازه یک سال و دو ماهته مرتب داری سرما میخوری و انواع و اقسام این ویروس رو تجربه می کنی و این به خاطر دندون در آوردنته که مقاومت بدنت پایین اومده اما ماما چرا اینقده سرما میخوره  از کارهای زیبایت شعر معروف ببئی رو تا آخرش تکمیل میکنی میگم ببئی میگه میگی ب ب و می پرسم دنبه داری میگی نه نه می گم پس چرا میگی سریع میگی ب ب ا...
10 آذر 1390