آمیتیسآمیتیس، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

آمیتیس خورشید زندگی من و باباش

ای شکم خیـــره! به نانی بســاز -----تا نکنـــی پشـت به خدمـت دو تــا

دو برادریکی خدمت سلطان کردی و دیگری به زور بازو نان خوردی. باری این توانگر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقّت کار کردن برهی. گفت تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی . که خردمندان گفته اند: نان خود خوردن و نشستن به که کمر شمشیر زرین به خدمت بستن.               به دست آهن تفتــــه کردن خمیر          به از دست بر سینه اش پیش امیــر            عمر گرانمایه در این صرف شد             تا چه خورم سیف و چه ...
13 مهر 1392

دادن مقاله برای دریافت isi

چند وقت بود برای دادن مقاله به ژورنالهای معتبر دنیا و دریافت isiتلاش می کردم متاسفانه در زمانی که داشتم به موفقیت می رسیدم یک بد شانسی همه چیز بهم زد تمرکز بهم زد خدا رو شکر در روز دفاع تونستم نمره کامل بگیرم خیلی دوست داشتم آمیتیس هم در جلسه دفاع باشه و موفقیت بابا شو ببینه  ولی قسمت نبود......... خدایش آمیتیس وقتی نمره ها بابای خوب می شد خیلی ذوق می کرد هورا می کشید
8 مهر 1392

دعا

»» این دعا را برای بیمار یا مریض بخوانید ان شاء الله شفا یابد «« در زبده الدعوات روایت کرده است که رسول خدا (ص) به خانه حضرت فاطمه (س) آمد. امام حسن را بیمار یافت و این منظره بر آن حضرت خیلی گران آمد. جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد تعلیم کنم تو را دعایی که با آن فرزندت از ناخوشی خلاص گردد، پس خواند: “ اللهم لا اله الا انت العلی العظیم ذو السلطان القدیم و المن العظیم و الوجه الکریم “ ” لا اله الا انت العلی العظیم ولی الکلمات التامات و الدعوات المستجابات خل ما اصبح . “ پس حضرت این دعا را خواند و دست خود را بر پیشانی امام حسن (ع) گذاشت و شفا یافت.   »» دعایی که ...
6 مهر 1392

روزگار سخت

سخت است و سخت می گذرد روزگار من رفت از تنم توان و زدست اختیار من ازچشم دل بسان قطره اشکی فتاده ام چشمی نماده تا که شود چشم انتظار من شبها که خواب نیاید به چشم تر هستند ستارگان فلک در شمار من عشقت فکند شعله جان سوز و رفت مرهم نداد به این دل پر زخمدار من ...
5 مهر 1392

تولدت مبارک

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس واسه تولد تو باید دنیا رو اورد ستاره ر...
30 شهريور 1392