آمیتیسآمیتیس، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

آمیتیس خورشید زندگی من و باباش

داستان زیبای بیسکوییت سوخته

زمانی که من بچه بودم،مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته، جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم ببینم آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویتها شده است! در آن وقت، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه جوابی به پدرم  دادم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا میکردم که داشت کره و ژله روی آن...
11 آبان 1392

محبت استاد

همیشه تو ذهنم سوال بود که چرا بچه ها دانشگاه اراک(میدان شریعتی) همیشه تعریف دکتر علی اصغر قدیمی استاد برق دانشکده برق و رئیس تصحیلات تکمیلی دانشگاه اراک  را همیشه خیلی خوب می کنند چه چیزی دکتر قدیمی را از دیگر استادان متمایز  می کنه که این قدر طرف دار داره و اغلب دانشجویان همیشه تعریف تمجید از ایشون می کنند.در تابستان که من داشتم روی پایان نامه کار می کردم یک روز به استاد پیام دادم" استاد متاسفانه دخترم مریض هستش و من به سختی می تونم ادامه کار بدم باید بیشتر برای من وقت بگذارید "استاد گفت من الان مشهد هستم دعا می کنم باشه هماهنگ می کنیم همدیگر ببینیم خلاصه اینکه ایشون از مشهد که آمدند قراری گذاشتیم رفتیم پیش هم و در مورد پایان نام...
11 آبان 1392

روز امامت مبارک

ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام / بر تو ای روز امامت از همه امت سلام از تو محکم شد شریعت، وز تو نعمت شد تمام / ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام . . . ...
2 آبان 1392

مامان نوشت

سلام هزاران بار سلام به همه به زندگی به عشق و به دختر گلم دلیل زندگیم دلیل نفسم خدا رو هزاران بار شکر که چنین دوستایی داشتیم لحظه ای محبتشون رو فراموش نخواهیم کرد دعاهای زیباشون اظهار محبتاشون انرژی های مثبتشون که سختی ها رو خیلی کم رنگ کرد خیلی دلم واستون تنگ شده بود آمیتیسم به لطف خدا و شما خیلی بهتره الآن هم کنارمه و مشغول خالی کردن جعبه کرم رو دستامه روزگارمان بد نیست در کنار دخملی هستیم غغففففععهج 34665689890007900ب بنتنمم تعجب نکنید اینا کلمات رمز نبود اینا شماره حساب بانکی نبود اینا رو تو یه لحظه  غفلت دخمل گله نوشت غغصصی ببت ...
18 مهر 1392