آمیتیسآمیتیس، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

آمیتیس خورشید زندگی من و باباش

آميتيس و بيماري

عزيزترينم سلام نميدونم اين خاطره رو كه برات مي نويسم چه حسي داري فقط ميخوام بدوني كه به من خيلي سخت گذشت جمعه 6/2/92 ( از اين به بعد تاريخها رو مي زنم ) دمدماي غروب بعد از رفتن عمه رضوان بود كه چون نخوابيده بودي خوابت گرفت و خوابيدي يه ساعت بعد با صداي جيغت از خواب پريدي و تا آخر شب بهونه گير بودي  هر از گاهي مي گفتي آي دلم  تا ساعت 3 نيمه شبم بيدار بودي يك ساعت بعد صداي ناله هايت بلند شد و بهت كه دست زدم ديدم تب شديدي داري خلاصه تا صبح پاشويه ات كردم  و شربت ايبوپروفن و صبحم مرخصي تلفني بعدشم ساعت 8.5 يك دفعه دل درداي شديدت شروع شد و خلاصه آه و گريه هاي شديدت و منم نميونستم چيكار كنم و هر شربتي مثل ديسيكلو...
15 ارديبهشت 1392

دل نوشته ها

سلام مبارك باد روز مادر بر همه كساني كه اين واژه بسيار پر معني بر قامتشان استوار گرديده بر همه مادراني كه بي وقفه تمام وجودشان را جهت تربيت فرزندي نيك كه دردي از جامعه را دوا و فكرش كمك به مردم باشد گذاشته اند بر همه پدراني كه عاشقانه نقش مادر را براي فرزندان خود ايفا مي كنند بر همه خواهر  و برادراني كه مادر خانواده خود مي شوند مادر بودن واژه نيست جنس نيست بلكه كار عاشقانه تربيت نسل ها به سوي پيشرفت و كمال است سلام مبارك باد روز معلم بر همه كساني كه حامل اين مفهوم عظيم مي باشند بر همه معلماني كه در كلاسهاي درس تفكرشان ياد دادن انديشه صحيح به تمام انسانها مي باشند ...
12 ارديبهشت 1392

خاطرات

سلام دختر عزيزم نمي دونم تو چند سال ديگه  مي توني مطالب اين وبو بخوني و وقتي اونا رو ميبيني چه حسي بهت دست ميده فقط اميدوارم اينو حس كني كه تك تك كلمات رو با عشق برات نوشتم تا خاطرات شيرينت ماندگار بشه و هر بار باخوندنش لذت ببري عزيزم امروز 2 سال و شش ماه و 29 روزه شدي ديگه دوست ماماني هستي  هم صحبت خوبي براش شدي و شخصيتت در حال فرم گرفتنه بسيار باهوشي همش دغدغه اينو دارم كه جايي رو براي سنجش هوشت پيدا كنيم و با توجه هوش سرشارت برنامه ريزي و سرمايه گذاري كنيم اگه بدوني چقدر دارم تو اينترنت سرچ مي كنم و اين طرف اون طرف سوال و تحقيق مي كنم هر فيلم و آگهي تبليغاتي رو با يه بار ديدن حفظ ميكن و ديالوگاشونو سريع به خ...
29 فروردين 1392

سلام سال 92

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند . . .   ******************************************   و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند . . .   ****************************************** ...
10 فروردين 1392

موهایت

آمیتیسم این روزا سر مامان خیلی شلوغه از طرفی کارای سنگین امور مالی تو اواخر سال از طرفی خرید و کارای عید ولی مامان جز به تو به چیزی فکر نمی کنه راستی دیروز با هم برای کوتاهی موهات به آرایشگاه رفتیم آمیتیتس اولش خوب و حرف گوش کن و سر به زیر بعدش یواش یواش حوصله ات سر رفت و در نهایت ولی اگر بدونی چقدر خوشگل شدی یه عکس ازت میذارم مدل موهات کوپه که البته اولش مدل توپی بود بعد با اصرار مامان تبدیل به کوپ شد خلاصه اولین تجربه آرایشگاه رفتنت بود گلم شمارش را تا 20 یاد گرفتی با اینکه هنوز 2 سال و نیمت نشده و شمارش انگلیسی رو هم تا 10 بلدی همه شعرای عموپورنگ و خاله ستاره رو حفظی قربونت برم که دیالوگهای سی دی های عموپورنگ رو هم حفظ هستی...
14 اسفند 1391